اینوتاداغه بگم.باهمکارام خانم ف وخانم ف وخانم ف نهاررفتیم درکه الان نیم ساعتی هست برگشتیم شرکت.تاداشتیم نهارمی خوردیم اونجایی که نشسته بودیم به جز۲تاگارسون وچندتازنبورهیچ موجودزنده دیگه ای نبود(آخه مارفتیم آخرین قسمت نشستیم)غذامونوخوردیم وهروکرکردیم( وای چقدرخندیدیم !)همین که داشتیم پامی شدیم ۴تاجوون رعنای تریپ ورزشکاری اومدن چندتامیزاونورترمانشستن ای بخشکی شانس !!!البته ۲نفرازهمکارامتاهلن ماهم که اهل هیچی نیستیم خداروشکر فقط واسه شوخی وخنده دوست داشتیم زودترمیومدن دیگه!
چهارشنبه 23 مرداد ماه سال 1387
تفریحات سالم
چهارشنبه 23 مرداد ماه سال 1387
مامان بابا ببخشید!
هنوزتاجنگ وجدال هورمونهام که دوهفته ای مونده یعنی تاهمون سندرم کذایی ماهانه پس چراچندروزی هست که دارم پاچه همه رومیگیرم ومثل دیوونه هاشدم؟
خودم میدونم .خوب هم میدونم که این پدرومادری که الان دارم براشون نازمیکنم ومثل آدمهای بی شعورباهاشون رفتارمیکنم همیشه که پیشم نیستندتامن بتونم این رفتارهای بچگانه روجبران کنم وازدلشون دربیارم .خودم خوب میدونم که اگه وقت هم داشته باشم اونقدرمغروروکله شقم که هیچ وقت ازشون عذرخواهی نمیکنم.زندگیها خیلی کوتاه شده ورفتنهاخیلی سریع و... بگذریم.
خطاب به خودم وهرکسی که مثل من بعضی وقتهاقاطی میکنه:فقط سعی کن آدم باشی همین!

دی 1387